آنگاه، فرمود: «اینجا محلِ اندوه و بلا است، فرود آیید.»
سپس، فرمود: «افسوس، اگر پرنده را به حالِ خود رها میکردند، در آشیانِ خود آرام میگرفت.»
و در لحظهی وداع فرمود: «بروید و آمادهی بلا شوید.»
پینوشت: این سهخطیِ حیرتآور، آغاز، میانه و پایانِ ماجراست. حکایتِ جانِ سراسرْ آزادی که اگر در بَندش خواهند، نگریزد، بلکه بیدرنگ، بَر بلا فرود آید. در این، حقیقتی است برای کسانی که بلا را خوش نمیدارند!
برچسب:
نویسنده: مانی سلطانی