مرزهای مشترک

متن مرتبط با «روشنایی» در سایت مرزهای مشترک نوشته شده است

در طرفِ روشنایی

  • نیلوبلاگ

    با کتونی های جدیدِ طوسی ام، روی نیمکت ایستگاه اتوبوس نشسته بودم و خیره به کفش ها، به عنوانِ طرح جدیدم فکر می کردم، به اینکه اصلاً این طرح انتخاب درستی هست یا نه! آفتاب توی چشم هایم بود، هنوز به کفش ها نگاه می کردم و نشستنِ بی سرو صدای مرد را کنارم احساس نکردم. ناگهان سایه ای رویم افتاد و حس کردم کسی خم شده توی صورتم! با ترس عقب کشیدم و نگاهش کردم. مرد، بیست و چندساله به نظر می رسید با ...

    ادامه مطلب