
چندبار بغض، اشک، نفرت، فریاد، خشم، بحثهای تکراریِ هرروزه، بُهت و خواندن و دیدن و شنیدن و هربار برگشتن به زندگیِ عادی را تجربه کردیم؟! در این جهانِ فانی که بالاترین خوشیهایش هم به مرگ ختم میشود، تنها خوشیِ نامیرا، شنیدهشدنِ فریادِ بلندِ مظلومان بر سرِ جهانِ یا ظالم یا ساکت است.پینوشت: در صبحِ 35سالگیِ پُرامیدم، برای رفیق که دیشب سالِ معرکهای را برایم آرزو کردهبود، نوشتم «جمهوری اسلامی، تولدم را نورباران کرد». بخوانید...
ادامه مطلب
نوشته ای که فکر می کردم با تشویق استاد عزیز روبرو خواهد شد، به باد انتقاد گرفته شد. تقریباً از اساس با نوع نگاه من موافق نبود. قصد نداشتم مقاله را برای او بفرستم، اما بعد فکر کردم شاید نکته ای یا توصیه ای داشته باشد. سخت ترین نقدش این بود که مقاله تحت تاثیر رویکردی مطرح نوشته شده و کاملا معلوم است که به نویسنده ارجاع ندارد. برایم نوشته بود، این حرف هایی که زدی همان حرف های فلانی و فلانی است و مرتب...
ادامه مطلب