نشانه شناسی

خرید بک لینک

- دیشب خواب دیدم سراسرْ در یک حجم آبیِ کمرنگ غوطه ورم. آنقدر فانتزی بود که وسطِ خواب، کاملاً حواسم بود که در حالِ خواب دیدنم و این آبیِ بی همتا واقعی نیست. تا همین دو سه سال پیش، تنها آبی هایی که همیشه با خود داشتم یا شلوارهای لی و جینم بودند یا ساعتی که خودم آبی اش کرده بودم. اما حالا مدتی ست بیشترِ اشیاء اطرافم آبی ست. از رنگ لاک گرفته تا ... . دیروز از ناشرِ محبوبم برای دوستِ عزیزی به نیتِ دلتنگی های خودم یک «کتابِ آبی» خریدم. جستارِ دلچسبی درباره ی «آبیِ دوردست» داشت. و حالا به نظرم بی دلیل نیست که مدتی است اینهمه آبی اطرافم پرسه می زند. پیکان آبی آسمانیِ مدلِ دهه پنجاهیِ پدرم که در کودکی، من و مادرم عاشقش بودیم، احتمالاً اولین چیزی است که در این دنیا مرا به آبی وصل کرده. نویسنده ی جستار راست گفته «همهxad ی افق های دوردستْ آبی هستند». این اتفاقی نیست.

- یکی از استعاره های من درآوردی برای بالاتر رفتنِ سنم در حوالیِ 24-25 سالگی، اضافه شدنِ علامتِ کسره به نوشته هایم بود. هیجان داشتم که غیر از معاشقه با کلمات و انتخابِ وسواس گونه ی آنها در متن های علمی و غیرعلمی ام، حتما رسم الخطِ شخصیِ خودم را هم پیدا کنم. علامتِ کسره خیلی زود هیجانم را تا حدی فرونشاند اما بعد تبدیل شد به استعاره ای از اینکه دارم سن و سال دار می شوم؛ یعنی تعینِ روحی و فکریِ بیشتری پیدا می کنم. حالا در حالی به 32 سالگی نزدیک می شوم که علامتِ ساکن هم کم کم دارد به نوشته هایم اضافه می شود. قبلاً هیچ وقت به اهمیتِ علامتِ ساکن در متشخص شدنِ متن دقت نکرده بودم. حالا باز این استعاره ای است از علاقه و اشتیاقم برای متعین کردنِ چیزها. انگار یکی از بُروزهای بیرونیِ تمایلِ شدیدم به متعین کردنِ چیزها، درآوردن شان از پوشیدگی و معین کردنِ نسبت خودم با هر چیزی، در رسم الخطِ متن هایم پیدا می شود. هربار که با کسره و ساکن و سجاوندی ها و پاراگراف بندی های محبوب و کلماتِ انتخاب شده ام چیزی را می نویسم؛ مثلِ این است که با میلِ شدید درونی ام در به حضور آوردنِ چیزهای ناپیدا به وحدت و همدلی می رسم. شبیه نوعی تسکین است. آراستگیِ نوشته ها وقتی از زیر دست های من بیرون می آید، تسکینم میxad دهد که این استعاره ای است از تحققِ میلم یا فرونشاندنِ عطشم. عطشی که در موضوعاتِ جدی تر غالباً مرتفع نمی شود.

مرزهای مشترک...

ما را در سایت مرزهای مشترک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: يکشنبه 5 بهمن 1399 ساعت: 20:57

صفحه بندی